کدینگ و ردیابی


1397/04/07

کدینگ و ردیابی

کدینگ و ردیابی

فواید اجرای پروژه جامع ردیابی و کدینگ در سطح شرکتهای متوسط و بزرگ تولیدی می توان به موارد زیر اشاره کرد

ارائه اطلاعات صحیح، کامل و به موقع به عنوان ابزاری برای بهینه سازی شیوه مدیریت موثر بر دارایی های سازمان  – شناسایی،کنترل و نظارت همه جانبه بر کلیه فعالیتهایی که احتمالاًمنجر به وارد آمدنخسارات مالی به سازمان می شود و متعاقب آن، تلاش به منظور محدود کردن وحذف آنها – ایجادزبان مشترک و حافظه اجتماعی بین تمامی ذینفعان سازمان از طریق یکسان سازینامها و کدهای منتسب به کلیه موجودیتها اعم از کالا، محصول – پیش بینی تحلیلی و علمی وضعیت آتی سازمان با استفاده از اطلاعات آماری حاصله

 

 

مطالب صفحه

کدینگ و ردیابی

پروتکل در کدینگ و ردیابی چیست؟

رهگیری و ردیابی کالا

کد گذاری کالا و اقلام انبار

 

کدینگ و ردیابی

فواید اجرای پروژه جامع ردیابی و کدینگ در سطح شرکتهای متوسط و بزرگ تولیدی:

  • ایجاد بستر لازم به منظور پیاده سازی ERP
  • بهینه سازی نحوه جریان گردش کالا و واقعی سازی بهای تمام شده آنها
  • جلوگیری از تحمیل هزینه های گارانتی غیر معمول به سازمان
  • قابلیت ردیابی محصولات تولیدی تا اجزای تشکیل دهنده به تفکیک تامین‌کنندگان ،  شماره قرارداد ، شناسه‌دار کردن محموله‌ها، تعداد قطعات در محموله‌ها، تاریخ و شیفت تولید و …
  • قابلیت فراخوان محدود درصورت وجود نقص فنی احتمالی دربرخی قطعات
  • مشخص شدن موجودی تجمعی قطعات در انبارهای مختلف سازمان و امکان جابجایی قطعات حسب ضرورت بین آنها (مدیریت بر منابع موجود در انبارها)
  • رعایت سیستماتیک FIFO در انبارها و کنترل نرم افزاری تاریخ گارانتی، تاریخ انقضا، تاریخ تولید و …

بارکد چیست؟

اگر معادل هر عبارت را (در مبناهای مختلف)، درمبنای ۲ بنویسیم و به ازای هر ۱ ، یک خط سیاه  با ضخامت مشخص و به ازای هر ۰ یک خط بی رنگ به همان ضخامت، در کنار خط قبلی رسم کنیم، یک بارکد ساخته ایم.

بارکدها به لحاظ ماهیتی به دو دسته کلی تقسیم می شوند: بارکدهای خطی (تک بعدی) – بارکدهای دو بعدی

 

12

 

چرا بارکد؟

بارکدها عمدتاً به منظور برآورده کردن یکی از سه هدف ذیل مورد استفاده قرار می گیرند:

۱- شناسایی

۲- ره گیری

۳- ردیابی

الزامات استاندارد جهانی ISO:

در بند ۷- ۵-۳  از الزامات استاندارد ISO 9001/2008 ، شناسایی و قابلیت ردیابی به شرح زیر تشریح شده است:

((در موارد مقتضی سازمان باید محصول را به طریقی مناسب، در سر تا سر مراحل تحقق محصول شناسایی نماید. سازمان باید وضعیت محصول را با توجه به الزامات پایش و اندازه‌گیری شناسایی نماید.))

چنانچه قابلیت ردیابی، یک الزام باشد، سازمان باید شناسایی منحصر به فرد محصول را تحت کنترل داشته و ثبت نماید.

یادآوری:  در بخش‌هایی از صنعت، شناسایی و قابلیت ردیابی با استفاده از ابزاری موسوم به مدیریت پیکره‌بندی برقرار نگهداشته می‌شود.))


الزامات استاندارد جهانی ISO:

در بند ۷-۵-۳-۱  از الزامات استاندارد ISO/TS 16949:2009  ، الزام قید شده در بالا به شرح زیر اصلاح می‌گردد: ((عبارت “در موارد مقتضی” در بند ۷-۵-۳  فوق‌الذکر نباید بکار رود))

شناسایی:

شناسایی کالا عبارتست از شناختن  مشخصه های ثابت  یک موجودیت که در طول زمان تغییر نمی کنند.

بارکدهای شناسایی متناسب با محدوده کاربرد آن، براساس پروتکلهای داخلی، ملی یا بین المللی تدوین می شوند.

بارکدهایی که به منظور شناسایی مورد استفاده قرار می گیرند، تابع یکی از دو حالت زیر هستند:

۱-  استفاده از بارکد به صورت مستقیم برای شناسایی (کدینگ با معنی):در این روش ، کاراکتر های تشکیل دهنده بارکد، منفرداً یا گروهی ، بیانگر مشخصه های  مختلف و مورد نیاز کالا می باشند.

تعاریف و اصطلاحات:

۲- استفاده از بارکد برای شناسایی کالا از طریق شناسنامه آن (کدینگ بی معنی):در این روش ، کاراکتر های تشکیل دهنده بارکد، تنها یک شماره کلاسه برای تشخیص شناسنامه کالا بوده و هیچ مفهوم دیگری ندارند. این روش بیشتر در دو مورد کاربرد دارد:

– دسترسی به اطلاعات کالا  برای همگان مجاز نباشد .

– حجم اطلاعات شناسایی کالا مانع از کد کردن اطلاعات آن به صورت تک بعدی گردد.

از جمله مزیتهای این روش، وجود قابلیت افزودن اطلاعات به هر میزان و در هر زمان ، به یک کد می باشد

روشهای مرسوم کدگذاری به منظور شناسایی در سطح سازمانی :

Material &EquipmentStandardCoding

در اولین نسخه این استاندارد،کدها، ۱۰ رقمی بوده و  بصورت زیر تعریف می گردیدند:
دو رقم اول آنها نشان دهنده گروه اصلی کالا،دو رقم دوم نشان دهنده گروه فرعی کالا ،دو رقم سوم نشان دهنده گروه فرعی تر کالا ، سه رقم چهارم نشان دهنده مشخصات نوع کالا و رقم آخر (۰ تا ۹ ) معرف مواد ذیل :

عدد (۰) :قطعات یدکی وارداتی غیر استاندارد

عدد (۱) :کالا و لوازم وارداتی (غیر از قطعات یدکی وارداتی) ولی استاندارد .

عدد (۲): نشان دهنده کالا و لوازم ساخت داخل کشور بوده و استاندارد هم هستند .

عدد (۳): نشان دهنده قطعات یدکی وارداتی استاندارد

عدد (۴): نشان دهنده چیزی که مورد استفاده ندارد و به عنوان شماره موقت برای طبقه بندی کالا منظور می شود (اقلام راکد)

عدد (۵): نشان دهنده  اطلاعات  اضافی موجود در شناسنامه قطعات و مراجعه به یک طبقه دیگر برای کسب مشخصات اصلی است .

عدد (۶): کالای غیر استاندارد که نباید وارد انبار شود و باید مورد بررسی قرار گیرد و برابر ضوابط نسبت حذف آن موجودی از انبار اقدام نمود .

عدد (۷): کالای قابل مصرف ولی نباید نسبت به سفارش مجدد آن اقدام نمود .

عدد (۸): کالای مصرفی و قابل استفاده موجود در انبار

عدد (۹): کالایی که هنوز مشخصات آن تعیین نشده و مادامی که تصمیمی درباره آن گرفته نشده نباید نسبت به سفارش خرید آن اقدام نمود .

۶٫ روش M.E.S.C.:                        Material& EquipmentStandardCoding

3 

مزایای  کد گذاریبه روش M.E.S.C.

– شیوه شناخته شده و استاندارد و وجود دانش فنی آن در سطح ملی و در اغلب سازمانها

– قابلیت دربرگیری تمامی اقلام موجودیت ها از هر نوع و دسته بندی

– قابلیت کد گذاری برای یک میلیارد موجودیت به صورت ژنریک

– ایجادرابطه وراثت بین موجودیتها به منظور استفاده های مختلف

– ایجاد شناسنامه تجمعی اطلاعات به تفکیک هر موجودیت

– امکان استفاده از کد اختصاص یافته در تمامی زیر مجموعه های سازمان همچون حسابداری – انبارداری -ثبت سفارش و …

– سهولت انبارش کالاها بر اساس گروه و زیر گروههای تعریف شده

-اصلاح B.O.M. موجود در سازمانها و امکان ایجاد B.O.M. دقیق برای محصولات جدید
محلی کردن(localization)پروتکل M.E.S.C.:

بدیهی است مدل محلی پروتکل MESC (که محلی کردن آن در سایر صنایع نیز مرسوم است و تنها، الگوی آن در صنایع مختلف به کار گرفته می شود) ، پس از کدگذاری کالاهای مختلف، و تناسب با نیازهای سازمان، تکمیل خواهد شد.

معرفی پروتکلهای شناسایی مرسوم فرا سازمانی:

پروتکلهای شناسایی بسیاری در سراسر دنیا در حال استفاده در دامنه کاربرد تعریف شده می باشند. در ایران نیز در سطح ملی، استفاده از دو پروتکل زیر مرسوم می باشد:

۱- پروتکل GS1با فرمت بارکد E.A.N.(8 or 13)((global standard EAN/UCC))

2- پروتکل ایران کد با فرمت بارکد code 128 B

GS1یک پروتکل جهانی با خواستگاهی بین المللی:

 4

بااستفاده از کدهای ذکر شده در جدول مربوطه، و فرمت کدهای مختلف نقش بستهاست، به راحتی می توان فارغ از نام کشور ذکر شده بر روی بسته بندی کالا کهبعضاً نادرست می باشد، کشور و شرکت تولید کننده آن را تشخیص داد.

دراین فرمت، با تغییر برخی از مشخصه های کالا، نیاز به اخذ کد جدید برای آنکالا ، گریز ناپذیر است. جدول زیر، این مشخصه ها را دسته بندی کرده است.
ایران کد،یک پروتکل ملی با خواستگاهی ملی

این پروتکل ، که در حال حاضر، دامنه کاربرد ملی دارد، از ۱۶ کاراکتر تشکیل شده و مشتمل بر سه بخش می باشد.

بخشاول: شامل۷ کاراکتر بوده که تحت عنوان ساختار طبقه بندی کالا  بیان میشود. روش تشکیل ساختار طبقه بندی، رسیدن از کل به جزء است .

بخش دوم: شامل ۵کاراکتر بوده که تحت عنوان کد شرکت تولید کننده بیان می شود. این کد، همانکد شرکتی ثبت شده در پروتکل جهانی است.

بخش سوم: شامل ۴ کاراکتر بوده که تحت عنوان کد محصول شناخته می شود.

شکل زیر، نمونه این کد را در مقایسه با کد GS1 که به محصول خودروی سواری مزدا ۳ تیپ ۲ اختصاص یافته است نشان می دهد:

5

این پروتکل، توسط مرکز ملی شماره گذاری کالا و خدمات ایران ، وابسته به وزارت بازرگانی تهیه شده و طی بخشنامه هیأت محترم وزیران به شماره  ۱۱۶۲۲۵/ت۳۵۸۱۸   مورخ   ۸۵/۹/۱۸ اخذ کد ملی برای کلیه محصولات و خدمات قابل ارائه در سطح کشور یا صادرات آنها، اجباری می باشد.

کد اعلام شده توسط مرکز ملی شماره گذاری کالا و خدمات ایران که در چهارچوب پروتکل مورد بحث ، به کالاها اختصاص می یابد ، پاسخگوی سوالات زیر می باشد:

چه کالایی توسط چه شخص یا شرکتی ، با چه مشخصاتی ، در کدام مکان جغرافیایی و با چه استانداردهای کمّی تولید شده و  کد متناظر آن در سیستمهای بین المللی چیست . ضمناً این کد پاسخگوی رابطه وراثت ، رابطه تجمعی و رابطه انجمن کالاها  نیز می باشد.

 

اهم پروتکلهای شناسایی بین المللی رایج در جهان:

 

NATO:  North Atlantic Treaty Organization

CPC: Central Production Classification

ISIC: International Standard Industrial Classification of all Economic Activities

SITC: Standard International Trade Classification

HS: Harmonized Commodity Description and Coding System

GS1:  Global Standards ONE (EAN/UCC)  

 

پروتکل در کدینگ و ردیابی چیست؟

پروتکل:

 

به قوانین حاکم بر انجام یک کار، که در محدوده استفاده آن ، برای ذینفعان شناخته شده است، پروتکل گویند . در ادامه ، هر جا که واژه “پروتکل”  استفاده شده ، منظور پروتکل اختصاص نام یا کد به کالا می باشد.

ویژگیهای یک پروتکل موفق شناسایی:

 

یک پروتکل موفق شناسایی باید دارای ویژگیهای زیر باشد:

در شناسایی مشخصه های کالا، همه جانبه نگر باشد.

از حداقل دامنه کاراکترها و حداقل تعداد آنها استفاده نماید.

به صورت چشمی قابل تشخیص باشد.

قابلیت پوشش دهی نیازهای آتی سازمان را داشته باشد.

تا حد امکان قابلیت ارتباط بصری با کدهای فعلی سازمان را داشته باشد.

پاسخگوی روابط مورد نیاز سازمان باشد.

 

ویژگیهای یک پروتکل موفق شناسایی:

چنانچه تنوع و تعداد کالاها و فعالیت‌های سازمان زیاد باشد جهت حصول به نتایج مؤثر برای ردیابی کالاها، معمولاً نیازمند تدوین و اجرای پروتکل ژنریک‌سازی کد شناسایی اقلام، به نحوی می‌باشیم که سه رابطه زیر را در مورد هر کالا پاسخگو باشد.

رابطه وراثت: رابطه وراثت، رابطه‌ای است که نشان دهنده ارتباط جزء به کل کالاها در بررسی کد شناسایی ژنریک  آن کالا می‌باشد. به عنوان مثال، کد شناسایی یاتاقان متحرک خودرو به گونه‌ای اختصاص یابد که بیانگر رابطه زیر باشد.

تدوین و اجرای پروتکلی که بتواند رابطه وراثت را در سازمان پاسخگو باشد، مزایا و معایب زیر را به دنبال خواهد داشت:

 6

رابطه تجمعی: ارتباط کد ژنریک خلق شده توسط پروتکل جدید با کدهای قبلی جاری‌ در سازماناز اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. قطعاً‌ در هر سازمانی که نیازمندژنریک‌سازی کدهای شناسایی اقلام و فعالیت‌های خود می‌باشد، کدهایی نیز کهاز سال‌ها قبل در سازمان جاری بوده است وجود دارد. به عنوان مثال: شمارهفنی، کد کالا در انبار و مرکز هزینه آن کالا، از مهم‌ترین کدهای جاری در یکسازمان می‌باشند. پاشنه آشیل تدوین پروتکل‌ کدهای ژنریک در یک سازمان، عدمتوجه به رابطه تجمعی و حذف کدهای قبلی در سازمان می‌باشد که منجر به عدمپذیرش کد ژنریک در سایر واحدهای آن سازمان  می‌شود.  

رابطه انجمن: پروتکل تدوین کدهای ژنریک باید به گونه‌ای باشد که بتواند ارتباط آن کالا با کالاهای هم ردیف خود که مجموعاً‌ یک کالای دیگر را تشکیل می‌دهند، را بیان کند. به عنوان مثال باید بتوان رابطه‌ای بین کدهای فن بخاری خودرو، پوسته بخاری، کانال‌های بخاری و … با مجموعه کامل بخاری، برقرار نمود. 

 

به خاطر داشته باشیم که به دو روش زیر، ژنریک‌سازی کدهای شناسایی در سازمان‌ها ممکن می‌گردد.

 

ویژگیهای یک پروتکل موفق شناسایی:

 

الف)  تدوین شناسنامه کالا قبل از کدینگ ژنریک آن:دراین روش ابتدا باید شناسنامه یک کالا به صورت کامل و روشن تدوین شده و یکالگوی وصف جهت نامگذاری کالاها، به تصویب برسد. نامگذاری کالاها، به وسیلهیک الگوی وصف مورد تأیید در تمامی واحدهای سازمان، نیازمند تدوین الگوی وصفدر یک تیم چند مهارتی بوده و همکاری کلیه واحدها از جمله فنی مهندسی – تولید – برنامه‌ریزی- فروش – خدمات پس از فروش- بازرگانی – تأمین و مالی رامی‌طلبد.
در یک الگوی وصف مطلوب، دامنه استفاده از کلمات محدود گشته و چیدمان کلمات برابر الگوریتم خاصی، انجام می‌پذیرد.  مثال زیر، نمونه‌ای از یک الگوی وصف بسیار ساده را نشان می‌دهد.

 

نام کالا + جنس کالا (اختیاری) + رنگ کالا (اختیاری) + گنجایش یا حجم کالا (اختیاری) +  ویرایش مهندسی کالا ( اختیاری)

 

نکته مهم در نام کالا در یک الگوی وصف، استفاده از کلمات مشخص و محدود می‌باشد به عنوان مثال، استفاده از کلمات  “مخزن” –  “منبع”  و ” ظرف” ، به صورت همزمان در یک الگوی وصف، مجاز نمی‌باشد.

لازم به ذکر است متناسب با دامنه کاربرد کدهای ژنریک، نوع الگوی وصف آن به لحاظ جامعیت، متفاوت خواهد بود. به عنوان مثال، دو نام زیر در دو الگوی وصف متفاوت(به لحاظ جامعیت) مربوط به یک کالا می باشند:

  • پیچ M8، ۴ سانتی متری نیم رزوه فولادی سر شش گوش گرید ۹-۱۲
  • پیچ اتصال قطعه مانیفولت به گلویی خودروی مزدا ۳

استفاده از روش مذکور در ژنریک‌سازی کدهای شناسایی کالاها و فعالیت‌ها، مزایا و معایبی نیز به دنبال دارد که مهم‌ترین آنها عبارتند از:

مزایا:   دقت بالا – یکسان شدن نام کالاها – تدوین شناسنامه کالا

معایب:  زمان‌بر بودن – هزینه‌بر بودن

کاربرد روش مذکور در سازمان‌هایی می‌باشد که دارای پیشینه اطلاعاتی مطلوبی بوده و بخش عمده‌ای از اطلاعات شناسنامه کالاهای آن سازمان، به صورت پراکنده وجود دارد.  

ب) تدوین شناسنامه کالا بعد از کدینگ ژنریک آن:باید توجه داشت که هر چند این روش زمان و هزینه کمتری به سازمان تحمیل می‌نماید معذالک دارای دقتی به مراتب کمتر از روش نخست بوده و نیاز به بازنگری‌های پی‌درپی در کدهای ژنریک کالاها دارد. 


نمونه ای از یگ شناسنامه کاربردی کالا:

7

رهگیری و ردیابی کالا

  رهگیری:

درک تفاوت رهگیری و ردیابی و اینکه برای دریافت داده های مورد نیاز چگونه هر کدام از آنها می تواند با کارآیی بالاتری به کار برده شود، کمک می کند که مدیران عملیاتی بدانند کدام یک جهت یک کاربرد خاص بهتر است. رهگیری به منظور افزایش کارایی شرکت، محل قطعات را در عملیات تولید و انبار مشخص می کند. تکنولوژی ثبت خودکار داده های سنتی براساس بارکد عموما برای اقلام یکسان در نمونه های یکدست به کار برده می شود. این کار معمولا به وسیله علامت گذاری و رهگیری قسمتی که اقلام در آن چیده و بسته بندی شده اند، انجام می شود و در فعالیتهای بارگیری، دریافت و موجودی ثبت می شود. در اکثر اوقات رهگیری شامل استفاده از برچسب با بارکد پرینت شده و خواندن آنها به وسیله بارکدخوانهای دستی می باشد.

ردیابی:

ردیابی بر ثبت شجره نامه قطعات، مجموعه ها و زیرمجموعه هایی که محصول نهایی را تشکیل میدهند، تمرکز می کند. هدف ردیابی قطعات جمع آوری داده های محصول از زمان پیدایش تا زمان از بین رفتن می باشد. آئین نامه های جدید دولتی و محدود کردن ریسک در حالیکه هزینه گارانتی در شرکتها ماکزیمم است، حرکت اجباری در مسیر رشد را برای ردیابی ایجاد می نماید.

ردیابی عبارتست از مشخص کردن ویژگیهایی ازیک موجودیت که در طول زمان تغییر می کنند.

مثلاً : شماره بچ کالا، تاریخ تولید، نام اپراتور تولید کننده و … .

بنابراین در حالی که رهگیری و ردیابی از بعضی از تکنولوژیهای ثبت خودکار داده های یکسان بهره می برند با روشهای کاملا متفاوتی به اهداف خاصی می رسند.

ردیابی، فرآیندی است ابزاری که جهت اهداف متنوع از پیش تعیین شده قابل استفاده است. ردیابی می‌تواند به عنوان یکی از چند عنصر کلیدی محسوب گردد که جهت بهبود امنیت، کنترل کیفیت، مقابله با کلاهبرداری و مدیریت زنجیره‌های آماد و پشتیبانی پیچیده، طراحی گردیده‌اند.

 

فاکتورهای اصلی ردیابی:

به هنگام معرفی و اجرای سیستم ردیابی، چهار عمل به عنوان فاکتورهای مهم نظام ردیابی، غیر قابل چشم پوشی هستند. این چهار عامل، فارغ از نوع صنعت، کشور یا ابزار، از اصول عمومی ردیابی،  می باشند.

فاکتورهای اصلی ردیابی:

 ۱- شناسایی

۲- جمع‌آوری و ثبت داده‌ها

۳- مدیریت پیوندها

۴- ارتباطات

 

شناسایی، فاکتور  اصلی ردیابی :

 مدیریت ردیابی با شناسایی کلیه موجودیت‌های مرتبط با فرآیند تبدیل، بهر‌های ساخت و واحدهای آماد و پشتیبانی، به صورت یکه و غیر تکراری درگیر می‌باشد.

جهت ردیابی یک موجودیت، این موجودیت بایستی به صورت یکه و غیرتکراری شناسایی گردد. شناسه کالا، کلیدی جهت تعقیب مسیر حرکت و دستیابی به اطلاعات موجود و مرتبط می‌باشد. در بسیاری از مواقع، اقلام به طریقه گروهی که شامل تعدادی از کالاها که دارای شرایط یکسانی هستند، ردیابی می‌شوند. به این نوع ردیابی، ردیابی محموله‌ای(بچی) می‌گویند. در این نوع ردیابی که شناسه ردیابی به گروهی از کالاهای مشابه تعلق می‌گیرد، هر زمان که یکی از عوامل مورد نظر و مهم در ردیابی تغییر  داده شد بایستی یک شناسه جدید به کالاهای پس از تغییر آن عامل، اختصاص یابد. چنانچه حجم یک محموله، یک واحد گردد، نوع ردیابی را ردیابی سریالی گویند.

جمع‌آوری و ثبت داده‌ها :

مدیریت ردیابی با از پیش تعریف کردن اطلاعات جهت ایجاد قابلیت ثبت آن در سرتاسر محدوده ردیابی، درگیر می‌باشد.

داده‌های ردیابی، عناصر مختلفی را در فرآیند تبدیل با توجه به خط تولید، نوع کالای مورد ردیابی، تأمین‌کنندگان آنها، تعداد کالا در یک محموله (به منظور قابلیت فراخوان احتمالی)، ارتباط کالا با محصول مادر (همچون ارتباط قطعات منفصله خودرو با خودرو)، اپراتور‌ها، تاریخ ساخت یا مونتاژ و …  تحت پوشش قرار می‌دهد. این اطلاعات بایستی به صورتی ذخیره و بایگانی گردند که به هنگام نیاز، موجود و قابل دسترسی باشند.

داده‌های قابل ردیابی یک کالا یا یک محموله از کالا، می‌تواند به وسیله حامل‌های داده‌ها مانند بارکدها، RFID ، کد ردیابی و … انتقال داده شود. با استفاده از بانک‌های اطلاعاتی، اطلاعات مورد نیاز، جمع‌آوری شده ، می‌تواند ثبت و بایگانی شود.

 8
مدیریت پیوند‌ها

ردیابی، با مدیریت پیوند‌های متوالی بین واحدها یا سازمان‌هایی که در سر تا سر بازه ردیابی وجود دارند درگیر می‌باشد.

چنانچه یکی از واحدها یا سازمان‌هایی که در زنجیره ردیابی وجود دارند، نتواند این پیوند‌ها را در جهت بالادست یا پائین‌دست مدیریت کند، وضعیت گسیختگی یا فقدان ردیابی ایجاد می‌گردد.

 

ارتباطات :

مدیریت ردیابی، با ایجاد ارتباط بین جریان اطلاعات و جریان فیزیکی کالا از ابتدای زنجیره ردیابی تا انتهای آن ، مرتبط و درگیر می‌باشد.

جهت اطمینان از تداوم جریان اطلاعات ، هر یک از سازمان‌ها یا واحدهای درگیر در زنجیره ردیابی بایستی شناسه کالا یا محموله کالا را به حلقه بعدی ردیابی انتقال داده و داده اطلاعاتی آن را در بانک اطلاعاتی مربوطه ثبت نماید، تا بدین وسیله حلقه‌های بعدی ردیابی بتوانند اصول پایه ردیابی را به نوبه خود، به کار برند.

ردیابی ایستگاه به ایستگاه معمول‌ترین روش مدیریت ردیابی می‌باشد. در این روش، هر واحد،‌ اطلاعات مربوط به مرحله خود را ذخیره می‌کند.

در ردیابی زنجیره‌ای، توانایی ردیابی کل زنجیره، برابر قابلیت هم پو شانی ردیابی ضعیف‌ترین حلقه ردیابی می‌باشد. این امر نیز در صورتی قابل استفاده می‌باشد که ردیابی انجام شده توسط ضعیف‌ترین حلقه ردیابی، توسط سایر سازمان‌ها یا واحدها، به صورت کامل پوشش داده‌ شده باشد.

 

عوامل موثر بر انتخاب روش ردیابی:

۱- ماهیت فرایندهای یک سازمان در تولید کالا برای ردیابی

۲- درصد اطمینان مورد مطالبه از داده‌های حاصل از فرایند ردیابی

۳- توجیه اقتصادی فرایند ردیابی

۴- شناسایی ماهیت کالاهای مشمول ردیابی در سازمان

۵- شرایط فیزیکی مکانی محدوده ردیابی کالا

۶- الزامات قانونی یا فرا سازمانی مرتبط با فرایند ردیابی

۷- محدوده اطلاعات مورد نیاز از فرایند ردیابی

۸- مشکلات موجود در اجرای فرایند ردیابی

۹- حداکثر زمان در اختیار برای اجرایی کردن فرایند ردیابی

۱۰- میزان پشتیبانی مالی و غیر مالی مدیریت ارشد از فرایند ردیابی 

روشهای مرسوم ردیابی :

معمولاً برای ردیابی یک کالا و قطعات و مجموعه‌های آن از یکی از روش‌هایی که در ذیل توضیح داده می‌شود و یا ترکیبی از آنها استفاده می‌گردد:

۱- کارت سفر

۲- استفاده از RFID

♠کارت سفر:

کارت سفر برگه‌ای است که به همراه کالا از ابتدا تا انتهای پروسه‌ تولید محصول را طی نموده و تمامی نکات با ارزش پروسه تولید کالا در آن ثبت می گردد. استفاده از کارت سفر به دو صورت ذیل معمول می‌باشد.

الف)  ثبت اطلاعات در کارت سفر به صورت دستی

ب) ثبت دیجیتالی اطلاعات در کارت سفر

 

الف) ثبت اطلاعات در کارت سفر به صورت دستی:در این روش، اپراتورهای کلیدی خط تولید، موظف به ثبت دستی اطلاعات آن کالا و عملیات انجام پذیرفته بر روی آن به صورت دستی در کارت سفر می‌باشند. به عنوان مثال، هر اپراتور که وظیفه مونتاژ قطعات کلیدی بر روی محصول را دارد، شناسه ردیابی آن قطعه را بر روی کارت سفر، ثبت می‌نماید. باید در نظر داشت که ثبت برخی دیگر از ویژگی‌های آن قطعه از قبیل تاریخ مونتاژ نیز، ضروری می‌باشد. بازرسان واحد کنترل کیفیت نیز موظفند تا وضعیت محصول و تاریخ بازرسی آن را در این کارت ثبت نمایند. در روش دستی، این کارت معمولاً  به گروهی از محصولات،  اختصاص یافته و عملاً  ردیابی را نیز تا محموله محصول، ممکن می‌سازد. دلیل این امر، زمان‌بر بودن ثبت اطلاعات بر روی کارت‌ها بوده و چنانچه لازم باشد تا ردیابی محصول در سطح واحد محصول انجام پذیرد بهتر است از روش ” ب” استفاده گردد.

ب) ثبت دیجیتالی اطلاعات در کارت سفر: به دلائل زیادی از جمله وجود خطای انسانی، زمان‌گیر بودن پروسه جمع‌آوری اطلاعات برای ردیابی، ثبت دشوار اطلاعات در بانک اطلاعاتی و از بین رفتن اطلاعات به دلیل ناخوانا بودن آنها (که توسط اپراتورها، دست‌نویس شده است)، ثبت دستی اطلاعات در کارت سفر، در صنایع بزرگ منسوخ شده و ثبت اطلاعات به صورت دیجیتالی انجام می‌پذیرد. از ساده‌ترین روش‌های ثبت دیجیتالی اطلاعات در کارت سفر، می‌توان به روش استفاده از برچسب دوتکه استفاده نمود. به این معنی که برچسب بارکد ردیابی هر قطعه، به صورت دو تکه با ارزش و داده‌های یکسان تهیه شده و در حین تولید یا مونتاژ، یکی از این دو تکه به برچسب اصلی متصل است، از آن جدا گردیده و روی کارت سفر آن محصول چسبانیده می‌شود. در انتهای خط تولید یا مونتاژ، کارت‌های سفر، جمع‌آوری شده و توسط یک Reader ، اطلاعات آن به نرم‌افزار انتقال می‌یابد.

باید توجه داشت که در این حالت لازم است تا اطلاعات ابتدایی و منفصله ردیابی کالا، قبل از استفاده از آن در خط تولید یا مونتاژ ، در نرم‌افزار ثبت گردد تا در هنگام ورود اطلاعات کارت سفر در نرم‌افزار، شناسه‌های ردیابی اجزاء منفصله، معتبر باشند. اغلب سازمان‌ها، ثبت اطلاعات اولیه اجزاء منفصله را در انبارها و هنگام ورود آن کالا به سازمان انجام می‌دهند. این امر علاوه بر ردیابی، فواید دیگری نیز نصیب سازمان می‌گرداند که از آن جمله می‌توان به کنترل FIFO  در سازمان اشاره نمود.

ثبت دیجیتالی اطلاعات در کارت سفر فواید دیگری نیز برای سازمان به دنبال دارد که در صورت فراهم بودن بستر نرم‌افزاری آن می‌توان از این فواید در راستای کاهش هزینه‌های کیفی سازمان و راستی آزمایی بازه زمانی گارانتی، از آن استفاده نمود. مهم‌ترین این فواید عبارتند از:

– دسترسی به اطلاعات محصول و اجزاء منفصله آن در بستر ارتباطی تعریف شده همچون اینترنت یا اینترانت یا شبکه داخلی – ایجاد تقابل‌های اطلاعاتی به منظور کنترل دقیق موجودی انبارها و خطوط تولید- کنترل دقیق بازه گارانتی محصولات تولیدی-لینک اطلاعات حاصله به مدیریت مالی سازمان و بسترسازی برای ایجادنظام حسابداری صنعتی و ERP

در برخی مواقع، استفاده از برچسب‌ دوتکه، بر روی قطعه، ممکن نبوده یا برچسب الصاقی بر روی کالا فاقد ماندگاری لازم بر روی قطعه می‌باشد. به عنوان مثال، استفاده از برچسب بر روی گیربگس خودرو به دلیل شرایط کارکرد آن، منطقی به نظر نمی رسد. در این موارد می‌توان دستگاه حکاکی شناسه ردیابی را به یک دستگاه کامپیوتر متصل نموده و شناسه ردیابی بارکد را که توسط Reader  خوانده شده است، روی قطعه حک نمود.

♣استفاده از RFID :

برای استفاده از برچسب‌های RFID بر روی قطعات به منظور ردیابی آنها، باید محدودیت‌های استفاده از آن، مد نظر قرار گیرد. مهم‌ترین محدودیت‌های RFID عبارتند از: 

-قیمت نسبتاً زیاد برجسب‌های RFID در مقایسه با برجسب‌های بارکد

-نیاز به تجهیزات پیشرفته‌تر در بازخوانی اطلاعات آنها

-عدم امکان بازخوانی چشمی اطلاعات (که در مورد بارکدهایی که شناسه آنها در زیر یا بالای

آنها ثبت شده، امکان‌پذیر می‌باشد)

 پس از لحاظ کردن محدودیت‌های مذکور، در صورتی که استفاده از RFID ، توجیه‌پذیر باشد جمع‌آوری اطلاعات آن در بانک اطلاعاتی ردیابی، به دو صورت ممکن می‌گردد:

الف) روش دستی:در این روش، Reader های مخصوص برچسب RFID ، در ایستگاه‌های مربوطه، در خط تولید یا مونتاژ، در دسترس بوده و اطلاعات آن در هنگام عبور کالا از آن ایستگاه، قرائت شده و به نرم‌افزار انتقال می‌یابد.

ب) استفاده از درگاه‌های کنترلی:در این روش درگاه‌های کنترلی که مجهز به Reader های RFID می‌باشند، در مبادی ذیربط نصب گردیده و کنترل شناسه ردیابی، به صورت اتوماتیک انجام پذیرفته و اطلاعات مربوطه، در نرم‌افزار ثبت می‌گردد.

 

مطالعه و شناخت نرم‌افزارهای موجود در سازمان:

معمولاً در سازمان هایی که مدتی از شروع فعالیت آنها می گذرد،  با توجه به نوع فعالیت و همچنین نیازهای درون سازمانی یا برون سازمانی خود، نرم‌افزار‌هایی به صورت جزیره‌ای یا یکپارچه مشغول کار می‌باشند. نرم‌افزارهایی همچون انبارداری حسابداری مالی، حسابداری صنعتی، برنامه‌ریزی تولید، مدیریت فروش، مدیریت زنجیره تأمین، مدیریت ارتباط با مشتریان و … فارغ از نوع، امکانات و زبان برنامه‌نویسی از جمله شناخته شده‌ترین نرم‌افزارهای موجود در شرکت‌ها می‌باشند که عمدتاً به صورت جزیره‌ای در حال اجرای مأموریت محوله در سازمان خود هستند. طراح یک نظام جامع ردیابی، در هنگام طراحی نرم افزارهای مرتبط با ردیابی(در سازمانهای متوسط و بزرگ) همواره باید این نکته را مد نظر داشته باشد که هیچ‌گاه و در هیچ یک از نقاط یک سازمان، یک زیر فرآیند به صورت موازی در دو نرم‌افزار مجزا در بلند مدت قابلیت اجرایی نخواهد داشت.

با توجه به این که نرم‌افزار ردیابی معمولاً  جزو آخرین نرم‌افزارهای اضافه شده به سازمان‌ها می‌باشد، و با عنایت به لزوم جلوگیری از کارکرد دو نرم افزار مجزا در یک بخش از سازمان، مشکل اصلی در راه طراحی نرم‌افزار ردیابی، برقراری ارتباط اطلاعاتی بین نرم‌افزارهای موجود و نرم‌افزار در حال طراحی و تدوین ردیابی می‌باشد.

معمولاً  سازمان‌ها در این مسیر، یکی از دو راه زیر را بر می‌گزینند:

۱- ‌استقرار نظام یکپارچه ERP و حذف کلیه نرم افزارهای موجود در سازمان

۲- استفاده از روش RUP در تدوین نرم‌افزار جدید ردیابی

راهکارهای بهبود:

۱- ایجاد زبان مشترک بین ذینفعان سازمان

۲- اعلام رسمی پشتیبانی مدیریت ارشد از پروژه شناسایی و ردیابی در سازمان

۳- معرفی مسئول پروژه با اختیارات مکفی

۴- استفاده از یک فرد خبره در امر کدینگ به صورت مشاور (درون سازمانی یا برون سازمانی)

۵- ارائه گانت پروژه توسط مسئول آن

۶- تدوین دستورالعمل شناسایی و ردیابی در سازمان توسط تیم اجرایی و تصویب آن در واحد تضمین کیفیت و ابلاغ به واحدهای سازمانی

۷- تصویب پروتکل شناسایی در سازمان توسط تیم اجرایی و کمیته CFT

8- طراحی  و تدوین نرم افزار کدینگ شرکتی بر مبنای پروتکل مصوب (ترجیحاً توسط تیم نرم افزاری که دارای سابقه کار مرتبط باشد.)

۹- خرید نرم افزار جامع ردیابی و سخت افزارهای مربوطه به موازات تدوین نرم افزار فوق الذکر

۱۰- آغاز جاری سازی فرآیندهای شناسایی و ردیابی در سازمان به صورت موازی

۱۱-استفاده از مشاور کاردان در امر کدینگ ملی  کالا و فرآیند ثبت سفارش

ابزارهایی که به منظور خواندن اطلاعات استفاده می شوند:

9

ابزارهایی که به منظور نوشتن اطلاعات استفاده می شوند

 10

کد گذاری کالا و اقلام انبار

لزوم کد گذاری کالا و اقلام انبار

به جای استفاده از نام و مشخصات طولانی کالاها معمولا برای هر یک از اقلام انبار یک شماره شناسایی یونیک اختصاص می دهند که در تمام مراحل سفارش ، انبارش ، و مصرف کاربرد گسترده دارد کد گذاری نخستین گام در راه برقراری نظم معنا دار در سیستم های اطلاعاتی به شمار می رود به عبارت دیگر کدگذاری یعنی شماره بندی منطقی کالاهابر حسب طبقات و گروه های هم خانواده که کلیه اشخاص قادر باشند با زبانی مشترک و قابل فهم نسبت به شناسایی کالا اقدام کنند. برای کدگذاری کالاها ممکن است از اعداد ، حروف الفبای فارسی یا انگلیسی ، علائمی از قبیل ستاره ، علامت ضربدر، اعشار ، یا علامت های قراردادی دیگر مانند رنگ ، حجم ، وزن ، طول و … استفاده شود.

هدف اساسی کد گذاری کالاها

هدف اساسی شماره گذاری کالاها ابتدا شناخت و کنترل اجناس و کالاهای مشابه ، سپس تفکیک آنها از یکدیگر می باشد. و در نهایت آماده سازی و نگهداری کلیه اقلام موجود در انبار به منظور استفاده آتی در برنامه های نرم افزاری رایانه ای است.

روش های کد گذاری

روش های کدگذاری کاملا متفاوت بوده و بستگی به نیاز هر موسسه ، نوع صنعت ، شرایط موجود ، ویژگیهای موسسه ، ماهیت کالا ، حجم سرمایه گذاری در موجودی های کالا ، مقادیر، اندازه و اهمیت انبار درهر سازمانی دارد.

به همین دلیل روشهای متعدد و مختلفی درخصوص شماره گذاری کالاها ارائه شده است و نمی توان یک روش خاص را به صورت استاندارد و فراگیر برای کلیه سازمانها و موسسات کوچک و بزرگ تولیدی و تجاری پیشنهاد و ارائه داد.

متداول ترین روش های کد گذاری عبارتند از :

۱- روش الفبایی یا حروفی

این روش از ساده ترین و ابتدایی ترین روش های کدگذاری کالا و اجناس انبار بشمار می رود در این روش کالاها بر اساس تقدم حروف نام کالا شماره گذاری می شوند و با رعایت ترتیب حروف الفبا در قفسه ها چیده می شوند. این روش معایب زیادی دارد که مهمترین آنها عبارتند از : مشابه بودن نام کالاهای مختلف با یکدیگر که کاربرد و مصارف متعددی نیز دارند و محدودیت در استفاده از حروف الفبا . همچنین عدم امکان طبقه بندی و تفکیک گروه های مختلف موجودی کالاها ی انبار. بنا به دلائل ذکر شده این روش کمتر مورد استفاده قرار می گیرد.

۲- روش شماره گذاری ساده با اعداد ترتیبی

در این روش بدون توجه به نوع ، گروه یا خانواده کالا و یا طبقه بندی کالا به اقلام موجود در انبار و یا به ترتیب ورود کالا و اجناس به انبار اعداد متوالی و پیاپی اختصاص داده می شود و در قفسه و ردیف های متوالی چیده می شود در این روش شناسایی اجناس و کالاهای متعدد و زیاد در مقادیر مختلف مقدور نخواهد بود و چون امکان دارد اقلام مشابه و اقلام تکراری در طی یک دوره مالی خریداری و وارد انبار شود بنا بر این امکان دارد برای یک نوع کالا چندین شماره قائل شویم لذا از این روش فقط می توان در انبارهایی که تنوع اقلام آن بسیار کم است استفاده کرد. استفاده از این روش به دلیل وجود اقلام مشابه ،تکراری ، همنام بودن بعضی از کالاها ،متفاوت بودن نام یک نوع کالا و همچنین عدم توجه به طبقه بندی و خانواده کالاها و تفکیک آنها از یکدیگر پیشنهاد نمی شود.

۳- روش شماره گذاری با استفاده از حروف و اعداد

این روش ترکیب و تلفیقی از روشهای شماره گذاری با حروف الفبا و اعداد ترتیبی می باشدو معمولا از حروف اول نام کالا (اغلب دو یا سه حرف اول نام کالا) و شماره ردیفی که به هر یک از کالاها اختصاص داده میشود استفاده می گردد.

مثال :

۱الف=آجرفشاری ۲الف= آچار ۳الف= آلومینیوم

۱ب = بادامک ۲ب = باطری ۳ب = بلبرینگ

۱پ = پارچه ۲پ = پاکت ۳پ = پیچ

بر این روش نیز ایرادات زیادی وارد می باشد از جمله:محدودیت حروف الفبا ، تشابه حروف برای انواع کالاهابا ماهیت های مختلف و مصارف گوناگون ، امکان استفاده از نام های مختلف برای یک کالا ، و …

۴- شماره گذاری به روش نیمونیک

در این روش از مخفف کردن نام کالا و اجناس به عنوان کد شناسایی کالا استفاده می شود و معمولا در انبار های بسیار کوچک با تنوع اقلام کم بکار برده میشود. در این روش شماره گذاری کالا با حروف اول نام کالا (اغلب دو یا سه حرف اول نام کالا) خلاصه می گردد و استفاده از این روش به حضور ذهن فراوان افراد ی که با انبار سروکار دارند نیازمند است بطور مثال برای شماره گذاری کالا در این روش ، برای یاطری قلمی (باق) و برای باطری متوسط (بام) و برای باطری بزرگ (باب) و نظایر آن استفاده می گردد.این روش هم به دلیل تشابه نام کالا ، یکنواخت نبودن نحوه شماره گذاری و شناسایی و مخفف کردن نام کالاها و اجناس ، محدودیت حروف الفبا و … کمتر مورد استفاده قرار می گیرد.

۵- روش شماره گذاری با استفاده از اعشار (روش دیویی)

در این روش فقط از اعداد با بکار گیری اعشار (ممیز) برای شماره گذاری و شناسایی کالاها و اجناس و موجودیهای کالا در انبار استفاده می شود بطوری که اعداد سمت چپ اعشار (ممیز) نمایانگر گروه اصلی تقسیم بندی کالاها و ارقام سمت راست اعشار (ممیز) نشان دهنده گروه فرعی و زیر مجموعه گروه های فرعی از گروه اصلی خانواده کالاها می باشد

این روش بطور عمده در رده بندی موضوعی مکاتبات و یا فهرست بندی کتاب در کتابخانه ها و یا بایگانی پرونده ها و نظایر آن مورد استفاده قرار میگیرد

مثال : برای یک نوع محصول تولیدی درسازمانی که البسه و منسوجات تولید می کند شماره گذاری کالا می تواند به شکل زیر انجام شود

رده بندی شرح کالا شماره کالا

گروه اصلی پیراهن ۷۲۱

گروه فرعی پیراهن مردانه ۰۱/۷۲۱

زیر مجموعه گروه فرعی پیراهن مردانه آستین دار ۰۱۱/۷۲۱

۶- روش شماره گذاری با استفاده از دسته بندی گروهی یا خانواده اقلام

در این روش یک مجموعه از کالا هایی که مشخصات اصلی آنها یکسان است یا به یکدیگر شباهت دارند و جزو گروه های همنام نیز بشمار می آیند در گروه های واحد تقسیم بندی می شوند و به هر گروه شماره ویژه ای اختصاص داده میشود و برای اجزای تشکیل دهنده اقلام هر گروه شماره ای مخصوص یک یا دو یا سه رقمی در نظر گرفته می شود

مثلا :

برای لاستیک کد ۵۰۱

برای لاستیک وسائط نقلیه سبک کد ۱-۵۰۱

برای لاستیک سایز ۱۳*۶۰۰ کد ۱۱-۵۰۱

برای لاستیک وسائط نقلیه سنگین کد ۲-۵۰۱

برای لاستیک سایز ۱۲*۱۶*۸۵۲ کد ۲۱-۵۰۱

۷- روش شماره گذاری طبقات کالا با استفاده از اعداد

متداول ترین یا شاید بهترین روش کدگذاری که در بیشتر سازمانها مشاهده می شود استفاده از اعداد برای تعیین طبقات ، گروه های فرعی و اصلی اقلام و کالاها در انبار می باشد.در این روش شماره طبقه کالا می تواند از شماره مخصوص یک یا دو رقمی و یا بیشتر تشکیل شود هر طبقه از کالا از گروه های اصلی متعددی بوجود آمده است که می تواند شماره مخصوص یک یا دو رقمی و یا بیشتر به هر گروه اصلی (Main Group) را به خود اختصاص دهد پس از آن هر گروه اصلی خود به گروه های فرعی (Sub Group) مختلفی تقسیم می شود که برای هر یک از گروه های فرعی شماره مخصوص یک یا دو رقمی یا بیشتر در نظر گرفته می شود.پس از شماره گذاری کالا به روش فوق می توان پس از گذاشتن یک علامت قراردادی مانند علامت ممیز یا اعشار و یا یک خط تیره شماره مشخصه کالا را بطور مثال از نظر رنگ و یا ترکیب رنگها و یا طرح و مدل و یا نوع ، مشخصه دیگر برای کالا تعیین کرد که معمولا از شماره یک یا دو رقمی و یا بیشتر استفاده می شود.

بنابراین روش شماره گذاری طبقات کالا به روش اعداد را می توان بطور اختصار با توجه به روش طبقه بندی کالا بر اساس مشخصات و ماهیت به شکل زیر نمایش داد

** / ** ** **

شماره مشخصه کالا شماره گروه فرعی شماره گروه اصلی شماره طبقه کالا

چون این روش محبوب ترین و متداول ترین روش کدگذاری کالا بین طراحان سازمان انبارها می باشد برای درک بهتر، نحوه شماره گذاری موجودی کالا در یکی از شرکتهای ساختمانی که توسط گروه انبارش (Anbaresh.com)طراحی شده است را مطرح و مورد بررسی قرار می دهیم.

لازم به توضیح است تعداد ارقام اختصاص داده شده به طبقه ، گروه اصلی ، گروه فرعی و مشخصه کالا بر اساس نیازهای موسسه متغیر بوده و این خود بهترین دلیل برای عدم استفاده از کدگذاری موسسات دیگر می باشد و من در اینجا طبقات اصلی را یک رقمی ، گروه اصلی را دو رقمی ، گروه فرعی را دو رقمی و مشخصه کالا را سه رقمی در نظر گرفته ام. طبیعی است که در روش استفاده شده ذیل تعداد طبقات از ۹ طبقه بیشتر نمی تواند باشد ولی در عوض مشخصه کالا از ۹۹ به ۹۹۹ عدد ارتقاء داده شده است.

با استفاده از روش فوق الذکر طبقات موجودی کالا در این شرکت به شرح ذیل تقسیم بندی شده است:

نام طبقات اصلیشماره طبقات اصلی
اموال۱
قطعات یدکی ماشین آلات و تجهیزات۲
فراورده های نفتی و شیمیایی۳
ملزومات۴
ابزارآلات۵
مواد و لوازم مصرفی ، برقی ، مکانیکی ، تاسیساتی۶
مصالح ساختمانی۷

 

من طبقات اصلی را به هفت طبقه تقسیم کرده ام ولی همانطور که قبلا توضیح داده شد می شود تعداد طبقات را بسته به نیاز موسسه بیشتر یا کمتر در نظر گرفت. با توجه به طبقه بندی کالا به روش فوق ، حال می بایست برای هر یک از طبقات مزبور ، اقلام تشکیل دهنده آنرا بطور منطقی مرتب نمود و نسبت به شماره گذاری آنها اقدام کرد

هریک از طبقات مطرح شده می تواند به ۹۹ گروه اصلی تقسیم شود برای مثال ما قطعات یدکی ماشین آلات و تجهیزات را به ۹۹ گروه اصلی تقسیم کرده ایم که بخشی از آنها را به عنوان مثال مطرح خواهیم کرد:

نام گروه های اصلیشماره گروه های اصلی
قطعات یدکی بلدوزر۰۱
قطعات یدکی لودر۰۲
قطعات یدکی کامیون۰۳
قطعات یدکی ژنراتور۰۴
قطعات یدکی غلتک۰۵
قطعات یدکی پلانت شن وماسه۰۶
قطعات یدکی تراکتور۰۷
سایر قطعات و لوازم یدکی۹۹

 

توضیح مهم : از همان ابتدای کار اختصاص دادن شماره شناسایی به گروه ها ی اصلی و فرعی ، کد ۹۹ را به سایر اختصاص می دهیم و با این کار در صورتی که به هر دلیل کد ها به ۹۹ رسید (که بندرت اتفاق می افتد) با استفاده از کد ۹۹ تا مدتها می توان کار کدگذاری را ادامه داد.

با روش استفاده شده می توان هر یک از گروه های اصلی را به ۹۹ گروه فرعی تقسیم نمود که در ادامه تعدادی تعدادی از گروه های فرعی قطعات یدکی کامیون را به عنوان نمونه مطرح خواهیم نمود

نام گروه های فرعیشماره گروه های فرعی
قطعات یدکی کامیون بنز۲۶۲۸ ۰۱
قطعات یدکی کامیون بنز۱۹۲۱ ۰۲
قطعات یدکی کامیون بنز۹۱۱ ۰۳
قطعات یدکی کامیون بنز خاور۸۰۸ ۰۴
قطعات یدکی سایرکامیون ها۹۹

حال برای کد دادن به لوازم یدکی بنز ۲۶۲۸ ما از کد طبقه (قطعات یدکی ماشین آلات و تجهیزات یعنی عدد یک رقمی ۲) و کد گروه اصلی (قطعات یدکی کامیون یعنی عدد دو رقمی ۰۳ ) و کد (قطعات یدکی کامیون بنز ۲۶۲۸یعنی عدد دو رقمی ۰۱) استفاده کرده ایم بنابراین تا اینجا ما پنج رقم از هشت رقم کد کالا را تولید کرده ایم و این عدد ۲۰۳۰۱ می باشد و سه رقم باقی مانده مربوط به مشخصه کالا بوده که از ۰۰۱ شروع و تا ۹۹۹ قابل ادامه می باشد با منطق فوق در ادامه بخشی از کالاهای مربوط به کامیون بنز ۲۶۲۸ را به عنوان مثال برای روشن تر شدن موضوع مطرح می کنم.

نام کالا کدکد هشت رقمی نهایی
اتوماتیک استارت بنز۲۶۲۸ ۲۰۳۰۱۰۰۱ = ۰۰۱ – ۰۱ – ۰۳ – ۲
استارت بنز۲۶۲۸ ۲۰۳۰۱۰۰۲
آیینه بغل بنز۲۶۲۸ ۲۰۳۰۱۰۰۳
استکانی تایپیت بنز۲۶۲۸ ۲۰۳۰۱۰۰۴
استکانی گازوییل بنز۲۶۲۸ ۲۰۳۰۱۰۰۵
استوپ چراغ زیرپا بنز۲۶۲۸ ۲۰۳۰۱۰۰۶
هزارخاری کلاچ روی گیربکس بنز۲۶۲۸ ۲۰۳۰۱۰۰۷

خوب دوستان گرامی همانطور که ملاحظه می فرمایید کار پیچیده ای نیست اما به قول یکی از اساتید کد گذاری ساده است اما ابدا آسان نیست و دارای مشکلات خاص خود می باشد لذا قبل از اقدام به کدگذاری مطمئن شوید که اطلاعات کافی در مورد نوع فعالیت سازمان ، تعداد و نوع انبارها ، نوع و مقدار موجودی های انبار و مقدار گردش تعدادی آنها ، دانش و تجزبه پرسنل انبار و … را دارید و پس از آ ن اقدام به کدگذاری کالاها نمایید.

 محقق و نویسنده : مهندس سید عباس متولیا

برای تحول کسب و کار خود نیاز به مشاوره دارید؟

توضیحات بیشتر